متافیزیک چیست؟

 

متافیزیک چیست؟

متافیزیک یکی از مقولاتی است که هرشخصی به میل و سلیقه و میزان اطلاعات خودش تعبییر وتفسیر می کند چون یک سیستم مشخص و واضحی وجود ندارد که متولی این موضوع باشد و اگر هم باشد خیلی فعال نیست. و ما بیشتر به صورت کوچه و بازاری از این کلمه استفاده می کنیم. حالا از خود لغت متافیزیک شروع می کنیم.

 

متافیزیک 1

 

لغت متافیزیک و معادل صحیح آن در فارسی

متافیزیک در فارسی به معنای مابعدالطبیعه که یک لغت انگلیسی است و ریشه ی یونانی دارد . لغت متافیزیک هرچند لغت انگلیسی است ولی عموما در فرهنگ ما این موضوع را با همین لغت می شناسیم و آنقدر از لغت متافیزیک استفاده می شود که از لغت مابعدالطبیعه استفاده نمی شود.

 

لغت متافیزیک دو ریشه دارد:

1-احتمال دارد که ریشه ی این لغت از متافیزیکاس که یک لغت یونانی است آمده باشد . متا به معنای تغییر و فیزیکاس به معنای طبیعت است یعنی از لحاظ لغوی متافیزیکاس به معنای تغییر طبیعت است.

 

2-از نظر ایتومولوژی متافیزیک از لغت متاتافوسیکا گرفته شده که یک لغت یونانی است. ظاهرا طی سیر تاریخی(تای دوم) حذف شده و تبدیل به متافوسیکا و بعد فوسیکا تبدیل به فیزیک شده که به متافیزیک تبدیل شده است.

 

از نظر ریشه یابی و لغت شناسی و ایتومولوژی به احتمال زیاد متافیزیک از لغت متافیزیکاس یا متاتافوسیکا که هردو لغت یونانی هستند آمده.

 

حال امروزه متافیزیک را که از دوبخش تشکیل شده استفاده می کنیم. متا به معنای ورا ، فرا، پشت،ماورا گفته می شود و لغت فیزیکس به معنای طبیعت است. که اسطلاحا دنیای قابل احساس و ادراک گفته می شود. در مجموع لغت متافیزیکس در فارسی عموما به نام مابعدالطبیعه یا فوق طبیعت گفته می شود. برخی از لغاتی که در فارسی برای متافیزیک به کار برده می شود غلط مسطلح است یعنی در اصل معانی واقعی متافیزیک است مثل ماورا طبیعه که از نظر لغت شناسی ترجمه مناسبی برای متافیزیک نیست و در فارسی معادل صحیح متافیزیک مابعدالطبیعه است.

 

لغت متافیزیک از نظر سیر تاریخی

 

اولین بار این کلمه به عنوان اسم یکی از کتابهای ارسطو به کار رفت ارستو کتابی نوشته بود که نامش را طبیعیات گذاشت و بعد از کتاب طبیعیات کتابی را نوشت که نامی برای آن کتاب انتخاب نکرد بعدا شاگردانش برای این کتاب اسمی را انتخاب کردند به نام بعد از طبیعیات یعنی کتاب قبل فیزیکس بود و اسم کتاب بعد را متافیزیک نهادند. و دقیقا موضوع آن کتاب هم با نامش متافیزیک مناسب بود.

 

نظر چندنفر از بزرگان درباره ی متافیزیک

ارسطو : متافیزیک اندیشیدن درمورد اکثر مسائل اساسی وجود است.

بنابراین ارستو متافیزیک را اندیشیدن و تفکر معرفی می کند. کلمه ی وجود منظور ماهیت اولیه جهان هستی است صرف نظر از موجوداتیکه در آن وجود دارد و میبینیم. پس ماهیت اصلی جهان هستی بدون موجودات و اندیشیدن به جهان هستی بدون موجودات را متافیزیک می‌گویند.

 

ابن سینا: متافیزیک مجموعه ای از حکمت ماقبل الطبیعه و مابعدالطبیعه منظور این است که ماقبل الطبیعه جهان یا هستی که از نظر مرتبه و جایگاه(منظور تقدم و تاخر زمانی نیست) قبل از این جهان طبیعی است.مابعد الطبیعه یعنی وقتی که از این جهان فیزیکی به جهان بعد از این جهان نگاه کنیم.

 

حکمت: در متافیزیک از کلمه ی حکمت و فلسفه استفاده کردند منظور از حکمت دانشی که الهی است و به صورت مستقیم به شکل الهام و شهود و از عالم بالا به حکیم جاری می شود. منظور از فلسفه ماحصل کوشش و تلاش وجه ذهن خود انسان است یعنی ذهن انسان تولید می کند و اندیشه می کند.شاید موضوع هردو از لحاظ ظاهری یکی باشد ولی منشا آن دوتا است که سرچشمه حکمت از عالم بالا است و آگاهی ناب و سرچشمه فلسفه از ذهن خود بشر است.

 

برتراند راسل : متافیزیک کوششی برای شناخت کل عالم از راه تفکر یعنی نه فقط این عالمی که می بینیم بلکه کل هستی ، تمام جهان را باهم(از راه تفکر و اندیشیدن) بخواهیم بشناسیم.چرا از راه تفکر و اندیشیدن تمام جهان هستی را بشناسیم؟چون از حواس پنجگانه، از نظر حسی دسترسی نداریم و از طریق تجربی و آزمایشی کل هستی را نمیتوان شناخت پس از راه تفکر و اندیشه عالم هستی را می شناسیم.

 

ریچارد تیلر : متافیزیک عبارت است از اندیشیدن درباره ی اساسی ترین مسائل وجود بدون تحکم ، بدون جبر و فشار. در یک ذهن باز می‌خواهیم درباره ی اساسی ترین مسائل وجود اندیشه وتفکر کنیم.منظور از وجود کل جهان هستی بدون فرم و قالب و عوامل و موجودات است.

 

 

سایر تعاریف از متافیزیک :

مجموعه ای از مسائل عقلی و نظری که بخشی از فلسفه ی به اصطلاح عام را تشکیل می دهد یعنی مسائلی که به فکر و عقل و ذهن و اندیشه مربوط میشود و بعد نظری دارد و بعد عملی ندارد.

 

مجموعه ای از مسائل عقلی و نظری را بخشی از فلسفه می دانند به همین منظور متافیزیک را معادل فلسفه می گیرند. فلسفه علم و دانشی است برای درک طبیعت اساسی هر واقعیتی یا هر پدیده ی واقعی که می‌بینیم و می شناسیم بنابراین فلسفه روشی است برای درک ماهیت طبیعت اساسی هرواقعیت حال این واقعیت چه قابل رویت باشد چه قابل رویت نباشد.

 

متافیزیک بررسی حقیقت و ذات جهان هستی است. روشی برای بررسی علل اولیه ی هستی و دانش معرفی می کنند یعنی هستی چی و چگونه بوجود آمده و کل عالم هستی را بررسی می کند و با موضوع بیگ بنگ متفاوت است چون بیگ بنگ نحوه ی بوجود آمدن این دنیا و این ستاره ها و سیاره ها را بررسی می کند نه کل هستی را .

 

متافیزیک با نگاه ساده و بیان همگانی

متافیزیک یعنی یک نگاه کلی، یک نگاه کل نگر ، جامع ، کامل و صحیح از منظر بالا به کل جهان هستی است.منظر بالا یعنی در فکر و ذهن و اندیشه است و در بالاترین سطح فکر و اندیشه که باشیم به جهان هستی نگاه می کنیم. جهان هستی به صورت مطلق و بدون فرم و شکل و قالب است.بنابراین متافیزیک شناخت مجموعه هستی و احکام موجود در این هستی مطلق است.

 

در نهایت به این میرسیم که متافیزیک یک اندیشه و یک تفکر یک راه برای شناخت کل جهان هستی بدون موجوداتی که در آن وجود دارند است .