هوش معنوی

معنای لغوی و اصطلاحی

 به معنای نفس spiritus (معنویت) از کلمه لاتین Spirituality واژه

 به معنای دمیدن یا نفس کشیدن spirare مشتق شده که آن نیز خود از

 یا شخصspiritualisمشتق می شود. در ترجمه های لاتین عهد جدید

معنوی به کسی گفته می شود که زندگی او را روح القدس نظم می‌بخشد یا تحت تاثیر قرار می دهد.


همپوشی بین معنویت و مذهب

هر سه بعد معنویت معنا «تعالی و عشق» ممکن است در مذهب یافت شوند بنابراین معنویت و مذهب با یکدیگر همپوشی دارند و هردو شامل اعتقاد به وجودی مقدس می شوند اما هریک ویژگی های خاص خود را دارا هستند.ویژگی های خاص مذهب عبارت اند از : الهیات ، مناسک و آیین ها ، نهادها و آموزه های اخلاقی آن . ویژگی های خاص معنویت عبارت اند از : فردگرایی و تاکید آن بر تجربه های متعالی یعنی اینکه شخص ممکن است عقاید و اعمال خود را با توجه به تجربیات معنوی خویش پرورش دهد.


اسلام و معنویت

نگاه دین اسلام به اسلام آن است که او برای تامین هدفی خاص ، به این عالم پا نهاده است. آن هدف با رفتار و اراده خود او حاصل می شود. هرفکر ، اعتقاد و رفتاری حتی تصور ذهنی ، اثر خارجی و واقعی دارد که آدمی را به سویی می‌برد.


ایمان، امید و عشق سه ویژگی انسان های معنوی:

ایمان به حضور خدایی که قادر متعال است و از رگ گردن به ما نزدیکتر است رکن اصلی معنویت به شمار  می رود. افراد معنوی ایمان دارند که خداوند در تمام سختی ها و مشکلات در کنار آنان است و در دشواری ها به آنان کمک می کند.

معنویت در امید و اعتماد به رحمت ، لطف ، عدالت، مودت، حکمت جلوه گر می شود. امیدواری و اعتماد این افراد به خدا به آنان کمک می کند که اجازه دهند از خوشی های گذران زندگی عبور کنند و زندگی روند عادی خود را طی کند و آن ها مشیت و خواست خداوندی را پذیرا باشند.

عشق و علاقه و نوع دوستی یکی از ویژگی های اصلی افراد معنوی است. افرادی که به دیگران علاقه ، محبت، مهربانی ، خوشرویی و جوانمردی نشان می دهند افرادی نوع دوست اند. فراتر از نوع دوست ، افراد معنوی به کل هستی از جمله به حیوانات و گیاهان و طبیعت علاقه و عشق نشان می دهند.


کارکرد دین از دیدگاه روان تحلیل گر یونگ

به نظر یونگ ، دین به میزان بسیار قابل ملاحظه ای جنبه ی روانشناختی دارد. یونگ دین را باتوجه به ریشه ی لاتینی آن عبارت از تفکر از روی وجدان می داند. یکی از تعابییر کلیدی دیدگاه یونگ خویشتن است. شاملو به نقل از یونگ تجارب مذهبی را بارز ترین تجارب رسیدن به خویشتن می داند و شخصیت هایی چون حضرت ایوب(ع)، حضرت موسی (ع) ، حضرت عیسی(ع) و حضرت محمد(ص) نمونه های متفاوت مثال های ایده آل خویشتن بشر هستند. یونگ می گوید، روان نژندی در عصر ما به دلیل عدم ارتباط معنوی است. استنباط از بررسی‌های یونگ در روانشناسی و کیمیاگری حاکی است که غربیها جهت گیری دینی برونی دارند و شرقی ها جهت گیری دینی درونی، از این رو از نظر روانی سالم ترند.


افراد بدون هوش معنوی

وقتی کارها نادرست پیش روند ، آنها دیگران را مقصر می دانند چون می ترسند شهرت و مقامشان و تصدیق دیگران را از دست دهند.

آنها به شغلشان وابسته می شوند و اینگونه احساس امنیت می کنند.

به آسانی از محیط و تغییر جهانی به لحاظ شخصی آسیب می بینند و تهدید می شوند.

هنوز در جستجوی عشق و شادی از دیگران و جهان می باشند .

تمایل دارند کار و یا مکانی را که مجبورند برای کسب پول به آنجا میروند را وحشتناک فرض کنند.

آنها تمایل دارند زندگی را خیلی سخت بگیرند، چون معتقدند کار و تجارت عمل سختی است و از زندگی می ترسند.



افراد با هوش معنوی

می دانند نژاد ، جنس، ملیت ، نظام فکری و…. برچسب هایی هستند نه آنچه که واقعا مهم است .

آنها دیگران را به خاطر چیزی سرزنش نمی کنند و همواره مسئولیت بخشش خود و عملکرد هایشان را می پذیرند.

چیزی برای از دست دادن ندارند چون نمی توانند مالک چیزی باشند برای رضایت داشتن از خودشان نیازی به تصدیق دیگران ندارند.

از تمام وابستگی به دیگران برای ایمنی رها هستند چون ایمنی از خودشان است و نه از بیرون.

احساس امنیت آنها براساس توانایی ها، پایداری و ویژگی های درونی انسانی شان است. برای مثال چیزی که میتوانند بدست آورند نه چیزیکه دیگران میتوانند به آنها بدهند.

آنها براساس خدمت رسانی به دیگران زندگی می کنند. درک کرده اند که تنها راه برای گسترش ظرفیت شخصی شان دوست داشتن، بخشیدن دیگران و خدمت رسانی به دیگران است وقتی این کار هارا انجام میدهند ارزش زیادی برای آن قائل اند.

هرگز با تغییرات دنیای اطرافشان آسیب پذیر نمی باشند چون این تغییرات را دنیا انجام می دهد.

آنها دریافتند چیزی که در جهان جستجو می کنند (آرامش، عشق، قناعت) از درون خودشان است و چیزی نیست که از دست برود.

آنها کار را به عنوان مکانی برای خلاقیت ، اعتمادبه نفس و یادگیری، جاییکه پول و پاداش، ثانویه است می دانند.

آنها افراد محیط کار را به عنوان انسان هایی با قوت ، ضعف ، نگرانی ، نیازها و خواسته های خودشان در نظر می گیرند، روابط همواره قبل از کار است .

آنها تمایل دارند زندگی شفافی به عنوان یک بازی ، فرصتی برای بازی کردن و خلق کردن داشته باشند پس شامل درجه ی بزرگتری از روشنایی است.

 

هوش معنوی

(کشمیری، عرب احمدی1386) از کتاب هوش معنوی